السيد الطباطبائي ( مترجم : گرامى )

163

آغاز فلسفه ( ترجمه بداية الحكمه ) ( فارسى )

فصل نهم : مسافت حركت مسافت حركت همان وجود متصل سيالى است كه بر موضوع متحركت وارد مىشود ، و البته تحت يكى از مقولات هم وارد شده ، مقوله خاصى از آن انتزاع مىشود . ليكن انتزاع مقوله به عنوان يك متصل متغير واحدى نمىباشد ، زيرا با فرض تغير و تدريج در چنين وجودى ، لازمه انتزاع يك مقوله از مجموع متصل آن اين است كه تشكيك در ماهيت ( مقوله مفروض ) واقع شود ، و همانطور كه مىدانيم تشكيك در ماهيت محال است . بلكه انتزاع مزبور از اين جهت است كه مقوله مزبور به اقسام آنى تقسيم مىشود كه از آنات و لحظات حركت مفروض گرفته شده و هر قسم مزبور نوعى از انواع مقوله خواهد بود كه با اقسام ديگر مباين مىباشد ؛ مثلًا نموّ جسم را ببينيد ، نموّ يك حركت كمى است كه در هر لحظه از لحظات حركت خارجى آن ، نوعى از انواع كم متصل تحقق مىآيد كه مباين با نوع لحظه سابق و نوع لحظه ، لاحق خواهد بود . بنابراين معناى حركت يك شىء در يك مقوله اين است كه موضوع متحرك در هر لحظه ، نوعى از انواع مقوله‌اى را دارا بشود كه مباين با نوع لحظه ديگر باشد . و به اين حساب حركت در كم يا كيف يا هر مقوله ديگر ، هر چند حركت خارجى ، يك واحد متصل قابل‌انقسام به اجزاء است ، ليكن ماهيت واحدى نداردكه در نتيجه همان درجات خارجى حركت به ماهيت مزبور هم سرايت كرده آن را داراى درجات و متدرج كرده مراتب تشكيكى در آن به وجود آورد ، بلكه هر لحظه اى خود يك نوع مستقل از آن مقوله است كه به نوعى بر خلاف ساير انواع منتزع از لحظات ديگر مىباشد . فصل دهم : مقوله هايى كه حركت مىپذيرند مشهور ميان قدماى فلاسفه اين است كه فقط چهار مقوله هستند كه حركت